فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

231

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

كه وى از رازى ماوراء طبيعى برخوردار است و در چنان سن و سال براى به كار انداختن قواى خويش آن سر مكنون را به كار مىگيرد . زيرا ايرانيان بر اين باورند كه در هر موجودى نيروئى خارق العاده هست كه آدميان از علل و اسباب آن بىخبرند . والى كل كه در اينجا او را وزير يا قاضى مىنامند دژبان يا فرمانده قلعه است و همواره با معدودى سرباز و برخى پيشخدمتهايش در دژ زندگى مىكند . هنگامىكه سفير در دژ مهمان بود براى اسكان گروهى مهاجر ارمنى كه به دستور شاه از ايروان منتقل مىشدند چندين خانهء خوب و قابل توجه در فاصلهء شهر و دژ در دست ساختمان بود . اما دقتى كه در توسعه و تنظيم شهر اصفهان به عمل مىآورند هنگامى به نتيجه خواهد رسيد كه توسعهء فرح‌آباد مازندران كه در آينده بتفصيل درباره‌اش سخن خواهيم گفت « 176 » موجبات انصراف آنان را از آباد كردن اصفهان فراهم نكند . اهالى اصفهان كه امروز پايتخت سراسر امپراطورى ايران است خلق و خوئى بسيار بهتر از شيرازيان دارند . و علت اين امر حشر و نشر دائم آنها با مليتهاى مختلف از قبيل ارمنى و گرجى و سوريايىها است كه همگى مسيحى و مهربان و اهل معاشرت‌اند . در نتيجه اصفهانيها نيز رفته‌رفته بدين‌گونه خلق‌وخوى عادت كرده در معاملات خويش با خارجيان نيز صديق و صريح شده‌اند . لباس مردان و زنان اصفهان همانند شيرازيان است كه پيشتر از آن سخن گفته‌ايم . لباس زنان ارمنى با ديگران اندكى متفاوت است . بدين معنى كه زنان ارمنى هيچگاه روپوش سفيد نمىپوشند بلكه روپوش آنان سياه يا قهوه‌اى رنگ و بلندى آن تا سر زانو است . روسرى اين زنان شبيه زنان دهقانان اسپانياست . اينان نيز همچون ديگر زنهاى ايرانى و عرب شلوار برپا مىكنند . زنان جوان ارمنى نوارى تنگ و فشرده از تافته‌هاى رنگارنگ بر پيشانى مىبندند و آنها كه اجتماعىترند روى اين نوار تورى از طلا يا از پارچهء خود نوار

--> ( 176 ) در اين سفرنامه دربارهء فرح‌آباد ، نه بتفصيل و نه باجمال سخنى نيامده است . - م .